از مطالعه نیشابوری نویسنده تا دوستی با دخدا * اخبار سرخط


از معلم تا نماینده در کارش فرهنگ لغت دارد و با راهنمایی و تأیید نویسنده ای را انتخاب می کند که بعداً نامش را ببرد، من به ادبیات و زبان فارسی علاقه دارم. محمد پروین گنابادی.

به گزارش صحت نیوز، ۱ شهریور; 44 سال از غروب یکی از چهره های دنیای ادبیات می گذرد، مردی که خود را عاشق نامید: و در عین حال شاعر، قانی و خرم / مردی که مردم ایران و رادی را رهبری می کند. / کیست در ایران امروز چنین دانشمندی . ? پروین گنابادی! پروین گنابادی!

و در زیور خود نوشته می نویسد: «نام خاکر محمد و تخلص پروین و کلمه کن آبادی (که در اسم نیست) به نام خانوادگی اضافه شده است. تاریخ تولدم سال 1282 است و در شهرستان کاهک از آثار فرنگی گناباد به دنیا آمدم. زلزله چند سال پیش بسیاری از گروه های قربانی زلزله را شوکه کرد و زادگاه این چیز کوچک (که از کودکی خاطرات خوبی با آن داشتم) به کلی ویران شد.

بدرام عباس و ملكب شمس التقرين ملا امير از عصر صفويه بودند، دو نفر ديگر از اميران در روستاي فردوس (تون) به نام چرم و زهد و تقوا در سراسر كشور ساكن بودند.

مجدداً پس از فراغت از دو مدرسه در کهک، حدود یک سال در مدرسه حبیبیه فردوس درس خواندم و مدتی نیز در مدرسه مقدمات علوم قدیم را نزد مرحوم پدرم نزد برادر بزرگترم آموختم. من در مدرسه قدیم قابیل درس خواندم و در 15 سالگی برای تکمیل تحصیلات به مشهد آمدم و در میان روز بودم. و در میان سایپوردان حافظ چندین سال نزد اساتید قطر و شام و جامی در همان مدرسه درس خواندم و سپس به تدریس استاد نظام و موسیقی رفتم و به ایشان تعمیم یافتم. را

صبح قبل از شروع درس عمومی (ساعت 9) حدود 300 دانش آموز حضور داشتند. “شعر” حاج ملاهادی از مردگان خواندم; اما اینکه مرحوم حاج فاضل و حکیم بزرگ حکیم کتاب را بهتر از اساتیدی که در حوزه فلسفه و حکمت بودند تدریس می کردند، بحثی نیست. )

چند سال بعد به دلیل اینکه پدرم از کار افتاده بود و توانایی تحصیل نداشتم از نظر مالی در شرایط سختی قرار گرفتم و به مدت 15 سال از کلاس اول تا ششم ادبیات تدریس کردم و در همان زمان به تدریس این ممتاز پرداختم. دوره. مدرسه در مدرسه آرامیان مشهد، دبیرستان ابن یمین (میلی) و دبیرستان دخترانه شهروه. همچنین از تحقیقات، مبانی و بازرسی آموزشکده های فنی قدردانی کردم.

پروین که بعداً به نام او تبدیل شد، در گفت و گو با زرین کوب توضیح داد: البته در مورد دوره های خاص و شاگردان خاص آن را نشان دادم. بچه وسطی در وسط دوره وجود ندارد. بر همین اساس با آیات برت و بلیغ که گفته بودم خدمت ایشان رفتم. ادیب خیلی خوشحال شد و پذیرفت. تمزا که بنده او را «کشنده» خطاب می کرد و آن-عز هم خوشش نیامد و گفت: «چه مزخرفی! چیه آقا!» گفتم میخوام انتخاب کنم! مرده گفت: برو برهان قطر را بگیر و خوب بگو! مثلا یکی از نام ستاره ها را انتخاب کنید! و من هم همین کار را کردم و اسم هایی که شما گذاشتید نام ستاره های باروین و سوها بود و از آن کابل بود و شما آن پروین را کشتید و گفتید خوب است. البته نام پروین در آن زمان زنانه نبود و پس از آن نام پروین متولد شد. دکتر هانری پس از نوشتن مقالات مجله گفت: من اغلب می پرسم این زن کیست؟

قن آبادی در سال 1322 ریاست دبیرستان مشهد را بر عهده گرفت و در پایان همان سال به عنوان نماینده شورای ملی جمهوری ایران انتخاب شد. جناح های مختلفی در این مجلس به وجود آمدند، از جمله فراکسیون توده که هشت نماینده داشت و محمد پروین گنابادی که به دلیل شعارهای مردمی توده وارد این حزب شد و هیچ نقش و دخالتی نداشت. در سال 1325 با تصویب شورای حزب لایحه انحلال حزب توده را آورد و مرحوم پروین گنابادی در همان سال ارتباط خود را با حزب قطع کرد و پس از پایان دوره ریاستش از سیاست کنار رفت. به طور کلی

حتما بخوانید:
بایدن پیش بینی می کند ویسکانسین و میشیگان را برنده شود

گنابادی 1328 به همراه علی الطالک دهخود در تألیف لخبوت نامه کوشید تا تمام حرف «جل» و حروف «ت» و «ی» را جمع آوری کند و آخول و مجموعه کاکات را از عربی ترجمه کند. و قید فارسی عذرا. وی گفت: اوایل سال 1328 که بیکار بودم دوستان و معلمانم به خانه هاگیر آمدند و گفتند: می دانم که شما از بیکاری رنج می برید، پس آقای دهخدا. رفتم باهاش ​​حرف زدم حالا به منزل ایشان بروید و در بین راه دعایی برای کتاب کتاب و اعمال مرحوم دخد خواند. بعد از اینکه به استاد مراجعه کردیم، او من را معرفی کرد و در مورد سوابق و تجربه کاری من صحبت کرد و وانمود کرد که همکاری خوبی در فرهنگ لغت خواهم داشت. اما معلوم بود که آن مرحوم بسیار مشکوک است و حرف او را نپذیرفتند و گفتند: مریض هستم و دکتر دستور داد تا یک سال به ساحل رودخانه بروم و فردا می روم. بندر پهلوی». در این مرحله باید کار این آقا با هشت نامه از منتهی العرب (حروف باغه، الف، غ و…) تکمیل شود، ایشا، می توانید بگویید داستان کیست؟ وقتی برگردم اگر دوست داشته باشم اینجا را می بینم وگرنه غزل الله می خوانم.

بعد میز کوچکی در اتاقی بود که مرحوم دکتر موین، دکتر دبیرسیاقی و آقای دکتر صدیکی کار می کردند. من نگران کتاب مذکور و قبیله ماهی هستم. بعد از یکی دو روز مطالعه، آن کتاب پر از خطاهای رکیک است، متن را از برگه های حلفیس کپی کردم و به ده ها «عیب» از «انگور» تا «بی نظمی» و علل آن اشاره کردم. من کردم. وقتی آن مرحوم برگشت، بعد از اتمام کار دیگری، من جمع شدم. مرحوم دهخدا روی تشک روی زمین نشسته بود و ما هم در منزل ایشان نشسته ایم.

تمام ماهی هایم را نزدیک او گذاشتم. معلم تعجب کرد که چگونه این کار انجام شد (شاید بیش از دویست یا سیصد هزار ماهی) و مشکوک شد. به جعبه ها (اولی بسته است – غربی بسته است – آخرین بسته است).

بعد از آنها گفتم: اما آقای استاد در متن کلتای درد کمه. از جمله شرک ناراحت شد و گفت کپی اشتباهه؟ گفتم نه آقا! متن اشتباه، ترجمه اشتباه. از آن سخنان محبت آمیز عصبانی شدند و فریاد زدند: «نمی توانید آقا! این متن بهترین کتاب عربی به زبان فارسی است و اتاقم را به روی دوستانم می بندم و آنها بدون مراجعه به متن عربی برگه های منتهی العرب می نویسند و «منابع عربی» روبه روی هم قرار می گیرند. بعد از خواندن چند مقاله اشتباه، صحبت کردن با آنها سخت بود و هر چه بیشتر می خواندند، بیشتر تعجب می کردند و محبت و لطف خود را به آنها ابراز می کردند، خودتان این کار را انجام دهید. برو اسرین کارتت رو بیار، میدونم دانشجو بودی و دوست نداری بی جا باشی.» بعد رفتند اتاق دیگری و گفتند: «آقایان، این آقا خیلی اشتباه می کند». بنابراین اشتباه بود.

حتما بخوانید:
فیلم «شب های روشن» به دعوت دهه شصت علاقه مند بود * صحت نیوز

مرحوم دهخدا که فریفته سنت متن شده بود، درست می گفت که مؤلف بهترین کتاب های زبان عربی را به فارسی ترجمه کرده و حطا از آنها اصل فارسی را نقل کرده و همچنین: مهذب الاسماء، تاج ال مصدر بیهاگی، مصابر. زوزنی، مقده الادب زمخشری و دیگران. اما متفقین فقط اسمها و استعمالها و عطفهای فارسی را گرفتند و آنها را فیل پنداشتند زیرا در فارسی دری از فیل عربی استفاده می شود: همچنین لام یزراء و ممزی و غیره و آنها نیز در فارسی منتدی هستند.

مجدداً از ابتدای سال 1328 به عنوان همکار فرهنگ لغت پذیرفته شدم و به لطف این امر توانستم چندین ماه تحقیق را به پایان برسانم.

یک روز گفتند خوب، می‌دانی که هنوز شعر و نثر قابل اعتماد زیادی منتشر نکرده‌ایم، چون دیگر نمی‌توانم آن کارها را انجام دهم و حقیقت این است که به کسی اعتماد ندارم. این متون را منتشر کنید و مهمترین آنها اطلاعات عمومی سعدی است. قبل از هر کاری باید فایل های تنها کتابم را بررسی می کردم و پس از اتمام مطالعه کتاب های مذکور تاریخ قم، ترجمه محاسن اصفهان، کتاب فسیل های تاریخ غازانی، کتاب فسیل های حبیب را بررسی کردم. السیر، زبانهای محلی شوشتر (نسخه خطی بلوتسکی))، زبانهای محلی گناباد و مشهد. و من یکی از آنها شدم

بعد از پایان ماه شروع به چاپ حرف «ذ» با خودم کردم و بعد از اینکه به مجلس رفتیم از حرف «ت» استفاده کردم که مرحوم آقا برای وحدت ترتیب دادند ولی مرحوم خدا قبول نکرد. و سپس دو حرف الف (الف – س به اختر ع) – رارون و کردم و کردم و در روفر «گ» کا شادروان هدات الله شب فردوسی بر آن مساعدت کردم. من از کوپن های جدید برای حرف “Y” استفاده کردم که باید ساخته می شد. ضمن مطالعه ترجمه ابن خلدون از المخاهی نیز آن را آموختم. یک سال بعد که آقای شهیدی به فرهنگ لغت آمد، از ایشان خواستم که صفحات متون عربی را بر خلاف روش قبلی به فارسی برگرداند و از همین روش استفاده کند.

پس از مرگ دهدی، محمد پروین کن آبادی به همراه محمد موین، محمد دبیرسیاقی و سید جعفر شهیدی به عنوان یکی از ارکان آنتوست هلکات نام برده شد.

و در کارنامه او آثار فراوانی وجود دارد که از جمله آنها می توان به تصحیح «تاریخ بلمی» اشاره کرد.

در دوران ورود علی اکبر به تهران، مجوز تصحیح کتب علمی دانشگاهی توسط دانش بهد توسط پروینگن آبادی صادر شد. شورای دانشگاه تهران در ششمین ماه سال 1355 خدمات ارزنده ای به اندیشمندان ایرانی و اسلامی کرد. این نویسنده علاوه بر مشارکت در تدوین فرهنگ لغت و همکاری با علی اصغر حکمت در چهار مجلد کشف السررا، در توسعه دایره المعارف فارسی نیز نقش داشته است. یکی از خدمات مهم ترجمه کتاب «مقدمه ابن خلدون» است. از عطر و ترجمه رخ تربیب گستا لبون، هادو استودی، اندیشه، هاورکا، فن موباده، دوه گل سوزان، آردا بروش، هفت کوان رستم، دستور زبان فارسی و املای خودآموخته و انشا، القره، عربی صبریک یداله شکری. را می توان ذکر کرد.

ذکر شده در کنابادی که نامشان تنا ذکر شده است. در تهذیب و تهذیب زبان فارسی، راه درازی برای بهبود و تسهیل نصر معذر، راههای بهبود و تسهیل نصر امروزی، راههای پرهیز از هرج و مرج و مهار کسی، شعارها، وقفه در لیگهای فارسی به زبان عربی، پیشگفتار اناویسی، عمل. آران بعد از اسلام، عامیانه و آداب و رسوم و اهل و عطرخ بن خلدون.

انتهای پیام

Leave a Comment