اشعار «سایه» در کشور همسایه * سرخات نیوز


نجیب بروک گفت: «من با واژه شیدا برای مردم این کشور آشنا نیستم.

این شاعر افغانستانی که در ایران زندگی می کرد درگذشت در مجله «بخارا» به سراغ سایه شاعران و نویسندگان افغانستانی رفتیم. قبل از آشنایی با توک، شعرهایی را از یکی از شاعران پیشوت می‌شناختم و در شرف ملاقات بودم و از آن دیدار با توک، از کهوی، از باخ بیشام تا مشام، می‌شناختم. در آنجا برای اولین بار با او آشنا شدم و اشعاری خواندم تا بیشتر با او آشنا شوم. وقتی “پ” را خواندم، گفت: “با کیفیت قافیه سختی که برای آن شعر به کار رفته بود، شعر کوبی بود.” “ما تو را به خاطر خواندن شعر دیگری مجازات خواهیم کرد.” آهنگ متفاوتی خواندم

و سپس فرمود: برای پرندگان و درختان این طرف مرز و درختان آن طرف مرز اتفاق می افتد. جمله من بیتی از شعر پل «آنجا که حد شهادت است، پل بساز» بود. مترادف با معنا بود و شکل دیگری داشت که همان معنا را می رساند. آقای ابتهاج را ببین، تو با مند افغانستان ربطی نداری، برادرانه نگاه کن. من از اشتراک کشورهای ایران و افغانستان صحبت می کنم. حتی در آن جلسه به فواید ریشه های مشترک اشاره کرد و با ادبیاتی شیک و هوشمندانه از این مشکلات گفت. و کردها از شعر فارسی در افغانستان گفتند: «وسفیگی، کک، کک، در ایامی که جلسات سیاه بود، از افغانستان، بهدیم بدیمی، با ما صحبت کرد. تاکنون شرایط جسمانی او کمک چندانی نکرده است. Ba kompet dukhat Akhinen mituanst bland shod v kamd bzend In it کردها، کردها، کردهایی که در افغانستان کار می کردند، کردهایی که هیدوباتکش بودند و به همدیگر می دادند، اما که به این راه.

حتما بخوانید:
سدان مد بزرگ‌ترین فروشگاه اینترنتی تجهیزات پزشکی

نجیب برور افزود: پس از سقوط کابل به ایران آمدم و صبح پنج شنبه برنامه فارسی داشتم. در اواسط برنامه آقای ابطحاج فاش کرد که دخترش از طریق اینستاگرام در این برنامه شرکت کرده است. راستش را بخواهید در افغانستان شعری به فارسی نوشت و گروز را در کنار ما داد. این هویت ها و احترام در تفکر ما در میدان مشترک بود. من همیشه با آقای دهباشی و دخترش رابطه داشتم.

شاعر احرای اشعار سای نیز اظهار داشت: به نظر من هر شاعری با شعرش شادتر و شادتر می شود. او اشعاری داشت که با آنها شناخته می شد. به خصوص شعر «برپور». همکنین و دادت کیم عاشق ترانه “نگذار کسی فاش کند که هستی و کیم.” در جامیای افغانستان سایه بی اونگی، جایی که احمد ظاهر، هنرمند محبوب افغانستان، وارد کمیک جامی رادوم “امشب تو به داستان قلب من گوش می دهی/ فردا من چو گاس اومی کین”، این شعر و دیگر اشعار معروف را خواند. در حوزه ادبیات منتشر می شود، افغانستان یک زبان است و مردم با این آهنگ از آن یاد می کنند.

وی افزود: پس از درگذشت سعید، وقتی شبکه اجتماعی خود را باز کردم، کاربران شعری افغانی به اشتراک گذاشتند که «چه غریبی غم وطن می کنی/ می گویم دلم در وطن بیگانه است». نذورات سیاه خای از ابتدا در دست ما بوده است. و اشعاری دارد که همیشه در ذهن مردم به زبان فارسی بوده و خواهد بود.

نجیب بروک در ادامه با بیان اینکه شعر سایه رنگ و بوی کلاسیک دارد، تصریح کرد: رویکرد تمام ادبیات برای بیان شعر سایه، رنگ و بوی کلاسیک دارد، حتی شعرهای جدیدی که سروده است کلاسیک است. رنگ و بو نوستالژی، خویشاوندی و کلاسیک بودن دلیلی است که موسیقیدانان بزرگی چون احمد ظاهر نه تنها در افغانستان، بلکه در ایران و تاجیکستان نیز شنوندگان و طرفدارانی دارند.

حتما بخوانید:
آیا کنف می تواند به مبارزه با تغییرات آب و هوایی کمک کند؟

و ادامه می دهد: به زبونی که سایه بان می گفت، مست است و با یک کلمه ساده سرعتش را کم می کند. هم مفاهیم استعاری و هم کلمات کوچک، سخنان درشتی را بیان می کرد که ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با ذهن مردم و جامعه مردم داشت. اشعار بتکلیف محلی شد برای تمرکز بر ترانه های موسیقایی نمایشنامه هم که یاد احمد، برای همه سنین موزیکال است و معنای ترانه به چشم نمی خورد.

این شاعر با بیان اینکه سایه در شعر خود در کنار توده های مردم می ایستد، خاطرنشان کرد: سایه نه به عنوان یک شاعر، بلکه به عنوان یک راهنمای ادبی در افغانستان مورد مطالعه قرار گرفت و به همین دلیل وقتی شبکه های اجتماعی را باز کردیم، فضای فرهنگی و علمی تمام شد. و رسانه های افغانستان با تصاویر پنهان شدند. هیچ اثر و مقاله دیگری در محیط مجازی و بین کاربران افغان یافت نشد. برخی از دوستان گفتند که در بین مردم محبوب هستند و در بین کاربران ایرانی به حساب نمی آیند. نشان دهنده اهمیت و تأثیرگذاری دنیای ادبیات و دنیای مردم است.

بروو با صدای مستی گفت: متاسفم که در ایران مردم، می دانم که شاعر وقتی به آن سن می رسد چقدر به سرزمین و خانه خود دلبسته است.

انتهای پیام