تاریخچه اخلاق ورزشی «علمدار لشکر 10» * سرخات نیوز


کلهر رایض خواند و رحیف طالبید. نادعلی گفت: یک نفر را با خودم می برم کلچر گفت: من یک رقیب قوی می خواهم. کشتی به زمین نشست.

اخبار به رطفی سرخط، نادعلی رستمی در اردیبهشت 1337 در روستای باباسالمان تفرنته شهریار منتشر شد. نادعلی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان باباسلمان گذراند، اما بعداً برای حمایت از اقتصاد خانواده تحصیل را رها کرد و به موسیقی پرداخت.

بعد از انقلاب جلسه ای در باباسلمان بود. با شروع جنگ با نام «بسیج» به جبهه رفت و در چندین عملیات از جمله «بازی دراز»، «رمضان»، «بیت المقدس»، «فتول المقدس»، بیت المقدس»، «بسیج». «محرم» و «والفجر». در عملیات رمضان مجروح شد و مدتی در بیمارستان بستری بود.

تاریخچه اخلاق ورزشی

وی در سال ۱۳۶۳ با علی ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. و با مقام فريود در ايبريك و 8 فجر هزارده در 14 اسفند 1364 در فاو بر اثر ضربات حمراء و كامبرا و فيه و كركش به شهادت رسيد.

در همان زمان حاج یدالله کلهر و پسر عمویش شهید نادعلی رستمی هر دو به روستای بابسلمان شهریار رفتند و در میکت مشغول به کار شدند. هر دو درگیر موسیقی بودند و داشتن عضلات قوی و قوی برایشان مهمتر بود.

البته نادعلی سکته کرد و از یک طرف بدنش ضعیف بود، اما از طرف دیگر بدنش عضلانی و قوی بود. ای ساعی می کرد شنا خیلی از پریود بیسیجه پرهنش را پرهنش را نیاورد تا کوسه پی به مشکیش برادن. روزی حاج یدالله کلهر و پسر عمویش نادعلی رستمی قصد زورگیری از یکدیگر را داشتند. حاج یداله چه کنم “ارتش رهبران 10” او مشهور بود و بدنی نسبتاً بلند و عضلانی داشت. او در مورد کشتی ها و قایق ها حرف های زیادی برای گفتن داشت. فوتبال هم بازی می کرد و قد بلند می ایستاد

حتما بخوانید:
فاینشتین به دنبال رهبری کمیته دادگستری سنا نخواهد بود

سربازان لشکر 10 گفتند: شهدا پس از عملیات المبین فتح در خط پدافند مستقر شدند که گرما و بیکاری سربازان را خسته و بی حال کرده بود. رزمندگان روزی به حاج یدلا که مردی کارگر است می رسند. بچه ها صبح خسته اند، لااقل روی روحیه بچه ها کار کنیم.

حاجی گفت: وقتش رسیده است. در عرض یک روز حسنی که مسئول مقدمات بود، یکی از سران ارتش را صدا کرد و گفت: می خواهم با نادعلی رستمی یا کریم آخوندی بجنگم، حج می خواهم.

چند دقیقه بعد حاجی رسید. تا آمد بیچه ها دوراش کرده. کلهر رایض خواند و رحیف طالبید. نادعلی گفت من با تو می جنگم. کلهر گفت: حریف من قوی است.

تاریخچه اخلاق ورزشی
شهید حاج یدله کلخور در هیئت رزمندگان

چند نفر از مبارزان متوجه مشکل جسمانی نادعلی بودند، اما حاج برای اولین بار الله را پنهان کرد و بازی را ترک کرد. پس از آن بلند شد و دست شهید رستمی را گرفت و گویا برنده زمین شده است. بههاها به شوخی گفت که نادالی باید جای تیپ را بگیرد.

کلهر نیز گفت: اکنون فرمانده ما و در خدمت شما هستم. حاج یدلا می دانست که از قامت بدنی نادعلی خبر می دهد و من خوب می دانستم که همه پول در می آورند و می کارند، به خاطر بزرگی اش مشک جلوی رزمنده ها می شود اما برشش بهتر است. خدا هم قلب عزیزی به او داد تا بردارد تا بدزدد.

انتهای پیام

Leave a Comment

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik android rat duşakabin fiyatları hack forum fethiye escort bayan escort - vip elit escort html nullednulled themesMobil Ödeme Bozdurmarekorbetgenco bahis