درخواست امام برای تظاهرات در تاسوعا و عاشورا * صحت نیوز


در همان روز عاشورا شاه و «ازهاری» سور یک هلی بزی از تهران داشتند. شاه برای اولین بار مردم را دید که در خیابان ها شعار می دادند.

به گزارش سرخات نیوز، پس از کشتار 17 شهریور 1357، رودی برود در برابر ریمت شاه پنهان کاری بیشتری کرد. کارگران شرکت نفت دست به اعتصاب زدند و صادرات نفت را تصرف کردند. بسیاری از مدارس تعطیل شد. دانشگاه تهران، دبیرستان ایران، دبیرستان علویان و مساجد کوچک و بزرگ.

با نزدیک شدن به ماه محرم مردم بیشتر و بیشتر می شوند. ساعت 21 روز اول محرم مردم پشت سر ایستادند و شعار دادند. مردم صدای خود را بلند کردند، سربازان به خیابان آمدند و بی هدف شلیک کردند. چند روز بعد مراسم تدفین در خیابان برگزار شد.

درخواست امام برای تظاهرات در تاسوعا و عاشورا

امام در ناولوشات بودند و هر روز اخبار ایران را تماشا می کردند. تقریباً هر روز سخنرانی می کرد و در صحبت هایش به اتفاقات روز قبل اشاره می کرد. امام در یکی از پیام های خود از مردم پرسید; در روز تاسوعا و عاشورا کنده های خود را به آرامی خرد می کنند.

صبح روز عاشورا عزاداران به استراحت و آرامش آمدند. خیابان آیزنهاور (آزادی) تهران تا ظهر مملو از جمعیت بود. در شب عاشورا و مادر شهیاد (آزادی) می ایستادند و نامه 17 را می خواندند و تکبیر می گفتند.

نفوذ گروه ضربت به دیده بان ابدی

یوسف کلاهدوز (رهبر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) قبلاً هشدار داده بود که رژیم در روز عاشورا قصد سرکوب مردم را دارد. یوسف به این نتیجه رسید که آنها باید برنامه هایی را که مدت ها قبل از متفرق شدن معترضان روی آن کار می کردند، اجرا کنند. نقشه، اجرای عملیات

به کنگان لوئیزان گفته شد که پادشاه به لوئیزان به لوئیزان به لوئیزان و به لوئیزان می آید. به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به، به. به، به، به، به، به، پادگان در آمادگی کامل بود.

در سال 57 که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، یک سازمان مخفی از انقلابیون نظامی قصد کشتن شاه و حمله به افسران عالی رتبه ارتش را داشتند. احتمال ترور شاه بررسی شد.

حتما بخوانید:
جلسات شنبه: برادران آوت "" بدون عنوان شماره 4 "را اجرا می کنند

می دانند که لباس شاه ضد بالستیک است. آنها قتل را طوری طراحی کردند که حمله از فاصله نزدیک بود، سپس مشخص شد. کلاه خود شاه نیز گلوله های توری از اینتر حافظ دارد. با توجه به این لحظه، زمانی که از فاصله بسیار نزدیک انجام می شود، احتمال وحشت زیاد است. مدت زیادی از این کانال گذشت تا روز عاشورا فرا رسید.

یکی از افرادی که خود را مخالف شاه معرفی می کرد. ستون حسن زاده تبریزی بود و به یوسف کرستان داد. یوسف با شنیدن خبر مظلومیت مردم با استوان حسن زاده تماس گرفت و در روز عاشورا جلوی ظلم مردم را گرفت.

ستون حسن زاده با گروهبان دوم اسماعیل سلامت بهش; مردم ارومیه با او تماس گرفتند و او را برای انجام عملیات علیه نیروهای نظامی سلطنت آماده کردند. بعداً نفر سوم به گروه ملحق شد. جلال الدین امیدی عبید، از رزان حمدان، که از سربازان گارد شاهنشاهی آرشام خان بود.

یوسف در یک جلسه محرمانه عملیات هدف را توضیح داد و طرحی را برای به دست آوردن دو تفنگ و مهمات تنظیم کرد. تمرین شروع شد، گروه جمع شدند.

سرانجام یوسف با گروه مقدس حسن حسن زاده تماس گرفت و از آنان خواست که برای ایام تاسوعا و عاشورا آماده باشند. یوسف از گروه فاصله گرفت و بیشتر وقت خود را در اردوگاه سپری کرد تا از سوء ظن جلوگیری کند. وی در همان زمان وضعیت داخل اردوگاه و بهترین زمان عملیات را بررسی کرد و گروه منتظر گزارش یوسف بودند.

اول گفتند در روز تاسوعا شاه شخصاً به پادگان لوئیز می آید و فرمان حمله را می دهد. یوسف به استوان حسن زاده اطلاع داد، اما شاه تا غروب نرسید و گروه فکر کردند که نقشه شاه تغییر کرده است. گروه رفت، شاه آمد. آن شب پنهان شد و به فرماندهان دستور داد.

خبر بعدی این است که در روز عاشورا برای رهبری عملیات سرکوب به پادگان لوئیسانا می آید. این نقشه افسران تروریست بود.

غذاخوری پادگان لوئیز در زیرزمین بود. هنگام ناهار حدود صد نفر در سالن نشستند. یوسف نیز در میان آنان منتظر بود.

امید عبد و سلامت رکسین نگهبان را با چاقو بکش و از پله ها پایین رفت. امید عبد بر درگاه سلمی ایستاد و آرام باش. با صدای بلند هشدار داد. افسران ازهر متحد شوید، همه به پا خیزید

حتما بخوانید:
بهترین وکیل کیفری اصفهان علیرضا شیشه گر ✔️

عمیدی ​​عبید فریاد زد: خدا، قرآن، خمینی و آتشش. سلامت بخش نیز سالن افسران راگبر را تعطیل کرد.

یوسف به میز نزدیک شد. دستش را روی زمین دید که شکمش پاره شده بود. افراد زیادی کشته شدند. یوسف به پنجره رسید و از سالن خارج شد. تویی حسینی روی یکی از تانک ها نشست و آن را روشن کرد و مانور داد.

آمیدی عبد و سلامت کش از پل های بالا تا کاسینی. سرگرد کمرت رجبیان که صدای تیراندازی را شنید و زیر پله ها مخفی شده بود، با تپانچه به عابد شلیک کرد و او را رها کرد. او بالای سرش فریاد زد و گفت: امید عبدی کیزی نگفت و رجبیان با شلیک گلوله او را کشت.

سلامتی بتاروف به هلیکوپتری که برای کشتن رفته بود رفت او به سمت هلیکوپتری که برای کشتن رفت رفت یکی از ماموران با تیر به او شلیک کرد و او را شکنجه کردند.

مقاومت حسن زاده با تاکتیک ساواک

ستون گسان زاده را که مرکز بکه بود گذاشتی و معنی ساواک را دیدی. ساواک شروع به شکنجه گسان زاده کرد و از او نام گروه را پرسید. حسن زاده را کور کردند و دستش را شکستند اما حسن زاده چیزی نگفت. آکیبات از او پسر بدی ساخت.

حسن زاده به یکی از زندانیان یادداشت داد. اینطور نوشته شده بود: گربه های سلطنتی می خواهند نام افرادی را که در این عملیات شرکت کرده اند را نام ببرند.

در این عملیات بیش از 70 افسر و پاسدار کشته شدند. تصادف در لوئیزانا رژیم را پیچیده کرد. یوسف خبر را داد و تو شوکه شدی. خبری که منتشر شد سرکوب یک عملیات مستی بود. گارد شاهناهی بود بود شاه ر بود بود آکانی ها به گرد، شاه گار شاه کاره کاره بود.

همان روز عاشوری شاه و آذری سوار هلیکوپتر کوتسار شدند و خیابان های تهران را ترک کردند. شاه برای اولین بار مردم را دید که در خیابان ها شعار می دادند.

روزی را بی امام ساخت و در لعن رحمت را لعن کرد و گفت رحیمه استفتاء است.

منبع:

کلاهدوز، حمید، ماجه های سوکت، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: نشانه های سند و بروگی از رد مقدس، چاپ دوم، 1395، صفحات 68، 69، 70، 71، 72.

انتهای پیام