مروری بر خاطرات جلال مگی از سلبریتی ها و اظهاراتش در ماه های پایانی عمرش * صحت نیوز


دیگ ساتیر در چه روزی از عثمان تابناک به کهمشد کپی شده توسط ایران آورده شد. در پایان سخنانش درگذشت جلال السبحا را نسل طلایی دیگر نامیدند.

به گزارش رتب سرخط نیوز، جلال محلی است، همان توری که از اسمش می بینید، مدیر دوبلاژ بوده است. مرگ و تعقیب منوخار اسماعیلی – دوبله بوسرگان – و همین تورین سیامک اطلسی و چنگیز جلیلوند نیشاند.

این بومی کمتر از یک سال پیش از دست دادن همسرش را تجربه کرد.

روایتی از هوسر جلال صباغی در اسان

با نگاهی به داستان، به نظر می رسد همین دیروز بود که به سراغ ما آمد. اما زمان از آن زمان گذشته است. نفاق و اخلاص در یک درهم ساده. بکن، بکن، بکن، بکن، بکن، بکن، بکن، بکن، بکن، بکن، بکن نام ما شد و باریمان از دبل اتحادیه اروپا در ثلاه و چه در آن گفت. او سالها هنر خواند.

در سال 1373 خبرگزاری دانشجویی ایران (سرخط نیوز) هوسر جلال صباغی را در بزردشتی کرد. چند ماه بعد از سکته این هنرمند مجبور شد برای همیشه دوبله را کنار بگذارد. در آن زمان او امیدوار بود که بهبود یابد و به شرایط کاری قبلی خود بازگردد، اما این امید هرگز محقق نشد. البته بعد از این اتفاق از رادیو درباره مردم منطقه صحبت شد اما شکوه شهروندان کشور و فیلم های «لورنس عربستان» و «محمد رسول الله» را ندیدند.

مورور دبری جلال مایکشا امروز
محلی جلال 94 در حیاط صحت نیوز

در آن زمان او 74 ساله بود. موداد بود هون پیر هیندی و تانا اسارش ر کینین کرد:

او به بازیگری علاقه داشت. به شکلی تخیلی، او زمانی از بازی در نقش نکس، پیرمردی که وانمود می‌کند آلزایمر دارد، لذت می‌برد.

شکایت از کمبود فیلم یکی دیگر از شکایات محلی جلال در آن زمان بود. «همه فیلم‌ها فیلم‌های اکشن هستند و همه آنها پر از جیغ و فریاد هستند. به همین دلیل من واقعاً دیگر نمی خواهم کار کنم. مگر اینکه فیلم ارزشمندی باشد.

حتما بخوانید:
لباس نوزادی دخترانه و پسرانه مدل 2022 با پرداخت درب منزل : شمال مال

او گفت: «زمانی که با بازیگران مشهور گلوری الفزار را دوبله می کردیم، سعی می کردیم این حس را از بازیگرمان بگیریم و به او منتقل کنیم… وقتی برای دیدن فیلم رفتیم. یکی از دوستان سینما از پسران و دختران حاضر در سالن پرسید. به یاد دارم زمانی که 24، 25 ساله بودم، همه جوانان مشغول بازی بودند و وقتی فهمیدم سخنران من هستم، تعجب کردم. وقتی دیدم مردم از کار، فیلم و دوبله من استقبال می کنند، بسیار خوشحال شدم».

داستان «ندیدم» جلال محالی

مردم محلی در مورد برنامه “سلبریتی” صحبت می کنند که آنها را در دهه 1960 به شهرت رساند. آن زمان فقط دو شبکه داشتیم که به من پیشنهاد شد مجری «تماشاگری» شوم. سال ها پیش شبکه این برنامه را پخش کرد که به یاد دارم. شب فرشته ها شب های جمعه زنده است، بنابراین من تجربه حضور در یک برنامه زنده را داشتم و خیلی نگران دوربین نبودم.

از روزی که به شهرت رسیدم این اولین باری است که سعی کردم جلوی دوربین بروم تا خدا را دوست نداشته باشم.» من در جلال با تالیم و برودهام صحبت کردم. یادم می آید وقتی برنامه تور روی آنتن می رفت، یک خانم بزرگ که اهل ادب هم بود و نمی توانم نامش را ببرم، همیشه به من می گفت آنقدر صداقت و صداقت در نگاهت بود که احساس می کردی هستی. شخص خصوصی در خانه وقتی برنامه «ددانی» بیرون آمد، چون در زمان جنگ بود و بیشتر برنامه های تلویزیون در خط مقدم بود، باید ساعتی پخش می شد تا حال و هوای مردم عوض شود. «آنچه دیدی» واقعاً در آن زمان جای دیگری بود و مردم برای دیدن جنگ از تلویزیون جان می‌دادند و مردم می‌توانستند ساعتی استراحت کنند.

حتما بخوانید:
یونیت هیدرولیک ، پاورپک هیدرولیک ، نمایندگی پاورپک هیدرولیک ، نمایندگی یونیت هیدرولیک

کنین گفت که … وقتی ناظر گفت خودت دیدی؟ بومی این ماجرا را اینگونه تعریف می کند: از همان زمان در پاسخ به مدیر شبکه گفتم مدیر نباید بگوید، خودش تلویزیون ببیند، خودش ببیند و بعد قضاوت کند.

مورور دبری جلال مایکشا امروز
جلال سبحانی در دیدینی

در این زمینه بخوانید:

اوه مرد! جلال را فراموش کردی؟

جلال به مصر آمد

وقتی مردها را دید، بلافاصله صحبت نکرد

سنت شهرت محلی در سالهای آخر زندگی

از آن زمان به بعد، مایلیم بدانیم که او چگونه است. با توجه به دوری زیاد تهران و همچنین وضعیت تاج، اغلب تلفنی تبریک گفته می شد. با این همه شکوه با هر کردی دل داشت با کرد دل داشت. گفت: تو می خواهی پسر صدام باشی، اما کی، کی، کی، کی، کی؟

میخوای بری دوبله تنگدی؟ نمی خواهی صدایت شنیده شود؟ چه کسی پاسخ داد: سالهاست که حتی یک جمله را نگفته ام. به دلیل شرایطم دیگر نمی توانم سر کار بروم و اگر بخواهند از صدای من در خانه استفاده کنند غیرممکن است زیرا عکس باید جلوی من باشد.

با همه اینها هونا ساعش قوی بود. با کنایه خاصی به خودش گفت: اگر بخواهند از صدایشان استفاده کنند، دیگر مجانی نیست. این بار مجانی کار کردیم. البته زیاد سرم شلوغ نیست. من نمی خواهم صدایم را بشنود، مخصوصاً چنین جوانانی که خیلی دوستشان دارم، اما همدیگر را نمی شناسیم. کاملا احساس می کنم که صدایی جز صدای قبلی ام ندارم و صدایم را از دست داده ام.

آخرین آرزوی من شکوه بومی است، اما آرزوی آرامش در کیشور را دارم. امیدوارم همگی شاد باشند و خداوند به آنها صبر بیشتری بدهد تا رنج از دست دادن همسرشان را تحمل کنند. در این ایام فقط از خداوند صبر و آرامش می خواهم.

مورور دبری جلال مایکشا امروز
مراسم ختم حسین عرفانی در سال 1376

انتهای پیام

Leave a Comment

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort android rat duşakabin fiyatları fud crypter hack forum bayan escort - vip elit escort lyft accident lawyer html nullednulled themesGeciktirici